یاد مرگ! یاد زندگی!

ــ چند سال پیش دوستم از سفر عمره اش بردی برایم سوغاتی آورده بود. می گفت: همسفرانش تعجب می کردند از اینکه برای نزدیک ترین رفیقش همچین سوغاتی تهیه کرده! وقتی بهم داد احساس می کردم ازش می ترسم. شاید به این دلیل که یاد مرگ می انداخت مرا، یاد حسابو کتابو جواب. یاد ایستادن در پیشگاه با عظمت حق و دیدن آنچه کرده بودی در خفا و عیان! برای برطرف شدن این ترس، تصمیم گرفتم برد یمانی را که از مسجد شیعیان مدینه به دستم رسیده بود در جانمازم جاساز کنم. با این کار چند نوبت در طول روز می دیدمش و به وجودش عادت می کردم. دیگر نه تنها نمی ترسیدم بلکه دوستش هم می داشتم و می دارم.

ــ امروز صبح نزدیک بود به علت برق گرفتگی دار فانی را وداع کنم. اگر این مهم اتفاق می افتاد امشب می شد شبه اول قبرم! نمی دانم چه حالی دارد اینکه بی جان و بی رمق اسیر خاک شوی! اینکه مورچه ای، حشره ای احیانا سوسکی از سر و رویت بالا رود و تو هیچ اختیاری نداشته باشی. نمی دانم اصلا حس می کنی این ها را یا نه؟!

نمی دانم روحم که به این جسم تعلقی پیدا کرده در این چند سال زندگی، الآنه بالای سر قبرم می چرخد و یا در عالمی دگر سیر می کند. نمی دانم. فقط می دانم که چشم به راهم. چشم به راهه امیری... بله پر رویی است که منتظر دیدن روی امیرالمؤمنین باشی! اما چه کنم بعد از زیارت امیر دل ها، همش با خودم می گفتم یا اینکه آرزو می کردم در شب اول قبرم میزبان نگاه مهربان اول مظلوم عالم باشم. یاعلی جان! هیچ نمی شناسمت جز اینکه ایوان نجف عجب صفایی دارد...

ــ آخر خدایا حیف نبود با یک برق گرفتگی ساده می مردم؟! آخر دلت می آمد بی آنکه قیام صاحب الزمان را ببینم پر پر بزنم؟! حتما بعدا هم مرا می خواستند ببرند تازه آبادی جایی خاکم کنند!! از همین الان بگویم برایت، من تازه آباد را دوست ندارم ها! احیانا آن مزار شهدا که یه چند جایی خالی دارد یا نشد قسمت قبور خانواده شهدا خیلی حال می دهد آن هم در ظهرهایی بهاری روز پنج شنبه!!

×××××

در مجلس یزید در شام، مردی از اهالی شام، فاطمه دختر امام حسین علیه السلام  را به عنوان کنیز درخواست می کند!! حضرت زینب جواب کوبنده ای بهش میده. یزید میگه قدرت در دست منه حضرت زینب جواب میدن: تو در صورتی می تونی این کارو بکنی که به صراحت اعتراف به خروج از دین ما داشته باشی

یزید نابکار هم که مثلا به عنوان جانشین رسول الله بوده کم میاره و در مقابل منطق حضرت زینب سلام الله علیها عقب میشینه.

با خودم میگم چه عظمتی داره حضرت زینب؟! با اون همه مصیبتو سختی که بر سرشون آمده چه استدلالی میاره و دست یزیدو کوتاه می کنه. یکی می گفت اینکه بانو بعد از شهادت پسراشون از خیمه بیرون نمیاد عظمت بیشتری داره چون بلاخره مادر بوده و هر مادری حق میده به خودش که بالای پیکر فرزنداش حاضر بشه!! البته درست می گفت.

اما ما همچین چیزایی رو شاید در عرصه دفاع مقدس دیده باشیم . مادرانی که 3 فرزندشونو دادند و باز هم آماده به رکاب رهبرند. اما این منطق، این استدلال و این علم فقط در دستان حضرت زینب کبری سلام الله علیهاست. کاش و ای کاش بُعدی از ابعاد وجودی شان را در روضه هایمان می شنیدیم و به گوشمان می رساندند. یا زینب محتاج دعاییم و چشم به راه نگاهت...

یاد نوشت:

بانوی صبر و ایمان دلم برایت تنگ است تنگه تنگ...

یاد آن ظهری افتادم که به دیدارت می آمدیم و صدای اذان از گنبدو بارگاهت بلند بود. اشهد ان علی ولی الله / اشهد ان علی ولی الله.... با خودم می گفتم ببین بانورا، ببین استقامتش را ... بعد از آن همه ظلم و جوری که روا داشتند این زینب است. زینت پدر، که نام علی را در سرزمین شام پرآوازه نگاه داشته...

بانو، ایام عزاداری اباعبدالله تمام می شود، دلم تنگ است، تنگه تنگگریه

 

/ 11 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم

شهيد گمنام

قسم به جان شقايق قسم به جان شهيد كه حرف عشق نگفته است جز زبان شهيد اگر كه تشنه يك جرعه نور معرفتي دريچه‏اى بگشا تازه بر جهان شهيد شهيد بنده محبوب بارگاه خداست‏ بنه جبين ارادت بر آستان شهيد فراز گنبد هفت آسمان فشاند نور ستاره شرف نام جاودان شهيد ز جان خويش گذشتن به شوق حضرت دوست‏ به درس عشق همين است امتحان شهيد هزار لاله دميد از بهار سرخ تنش‏ تفرجى بكن اى دل به بوستان شهيد ز تيغ عشق خدا را چه زخم زيبايى است‏ شكفته بر تن چون باغ ارغوان شهيد از آن ز تربت او بوى عشق مي آيد كه نيست غير بهشت خدا مكان شهيد فناى تن چه دريغ است در تهاجم تيغ‏ بقاى دولت دين باد آرمان شهيد هزار سال اگر بگذرد به همره اشك‏ دل من است به دنبال كاروان شهيد ------------------------------- سلام دوست عزيز به وب ما سر بزنيداگرتمايل براي تبادل لينك داشتي وب ماروباعنوان شهيدگمنام لينك كرده واطلاع بده انجام وظيفه كنم

عاطفه

سلام مطلب قشنگی بود [ناراحت]

سید سجاد

سلام با پست دل دریایی؛ روحی آسمانی با دست نوشته ای از شهید امیر حاج امینی در خدمت دوستان هستم موفق باشید یاعلی...

سنگربان

سلام ! ایشالا با شهادت بری اون طرف..... التماس دعا

غزال غریب

سلام خواهر - آخه یه یادی هم از ما نمی کنی رفیق [متفکر] بالاخره دوستان بر هم حقی دارند شما که ما را فراموش کردی حسابی

یوم الفرج

سلام.آغاز امامت امام زمان (عج) بر شما فرخنده و مبارک. [گل]

یوم الفرج

سلام. آره. فکر کنم چون من اول وبلاگ اولمو (همین جا کربلاست)در جشنواره شرکت دادم http://safinatolnejat.clooblog.com/ بعد در طول مسابقه یه وبلاگ جدید ساختم به نام(سفینة النجاة) http://safinatolnejat.mihanblog.com/ به سایت سپاه قدس پیام دادم که آدرس وبلاگ ثبت نامیم تغییر کرده. منتها فکر کنم یادم رفت که اسم ارسالی وبلاگ رو اصلاح کنم. باشه.به هرحال دستتون دردنکنه.یاعلی

یوم الفرج

سلام. آره. فکر کنم چون من اول وبلاگ اولمو (همین جا کربلاست)در جشنواره شرکت دادم http://safinatolnejat.clooblog.com/ بعد در طول مسابقه یه وبلاگ جدید ساختم به نام(سفینة النجاة) http://safinatolnejat.mihanblog.com/ به سایت سپاه قدس پیام دادم که آدرس وبلاگ ثبت نامیم تغییر کرده. منتها فکر کنم یادم رفت که اسم ارسالی وبلاگ رو اصلاح کنم. باشه.به هرحال دستتون دردنکنه.یاعلی