معاد در يس (۲)

                                         بسم الله الرحمن الرحيم

در قسمت قبلي درباره ي اين موضوع بحث كرديم كه معاد و برگشت بر سه اصل استواره.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يكي از اونها اصل حركت بود. بايد بدونيم كه كوچكترين عمل و تفاوت ما در حركت اثر داره. مثلا وقتي پيامبر به معراج رفتن، ديدند دو نفر رو ديدن که بهشون عالمی دادن ،حالا فرض كنيد مقام قرب يا بهشتي كه به اونها دادن، باهم فرق ميكنه، در حالي كه اعمال اونها يكي بوده. پيامبر وقتي اين موضوع رو ميبينن  مي پرسن كه چرا اينطوره؟ جبرئيل جواب ميده: اوني كه عالم بهتري داره به اين دليل كه بعد از نماز به تعقيبات نماز مي پرداخته و همين تعقيبات نماز در حركت و تحوّل او اثر گذاشته.

ببينيد،كوچكترين كارهاي ما اثر داره و باعث ميشه كارهاي بعديمون هم بهتر بشه. همين كارهای اوليّه ی ماست كه پايه ي كارهاي بعديمون ميشه. به قول خواجه عبدالله انصاري همه از آخرش ميترسن، من از اوّلش،چرا؟ چون كه همين پايه ي اوّل اگه خوب گذاشته بشه خيلي مي تونه موجب بهتر شدن بقيّه ي اعمال هم بشه.

حرکت با ادب و بی ادب ما ، نماز خوندن و نخوندن ما ، روزه گرفتن و يا روزه خواری ما و ... همه ی اينها توی وجود ما اثر ميذاره . ما رو بالا ميبره يا همون جا نگه می داره . مثل يه ماشين ، وقتی که خلاف می کنه ، همون جا متوقفش ميکنن و بعد جريمه . بعضی وقتا هم که اصلا ماشين رو می خوابونن و يه جريمه ی سنگين هم براش تعيين می کنن ، حالا صاحب ماشين مونده بدون ماشين چی کار کنه02.gif

خوب در مورد تبدّل باز كمي صحبت كنيم. تبدّل استدلال فلسفي است.

مثلا اگه بنا نباشه خاك انسان نشه، از اوّل هم نبايد ميشد. حالا كه خاك انسان شده و ما مرديم، پس بعد از مردن ما هم اون دوباره مي تونه انسان بشه.

الذی جَعَل لَکُم مِن الشّجر الاَخْضَر ناراً...

(آن خدايی که برای انتفاع شما از درخت سبز آتش قرار داده ...(آيه ۸۰ يس)

اين آيه يكي از اون آياتي كه دليل بر معاد جسمانيه. خداوند در برابر اميّه خلف يا هر كس ديگه اي از اين نوع آدما كه الان هم كم نيستن، اين آيه رو بيان مي فرمايد. اون قدرتي كه استخوان پوسيده رو بر مي گردونه خداست، او مي تونه جمع بين ضدّين كنه. همين درخت سبز و نمناك چطوره كه به آتش تبديل

 ميشه. همين آتش گرفتن جنگلا، هميشه كه از خارج نيست. نشنيدين كه ميگن باد گرم وزيد و موجب آتش سوزي جنگل شد. درخت از درون آتش مي گيره. توي تفاسير اومده كه دو درخت هست كه در قديم دوتا شاخه از اونو كه به هم مي زدن آتيش مي گرفت در صورتي كه شاخه های اون چوب تر بود. همينطور كه از چوب نمناك آتش به وجود مياره، همين طور هم آتش رو سرد مي كنه. كجا؟ اونجا كه فرمان داد،

 برداً و سلاماً علي ابراهيم.

مرحله ي دوّم معاد:

بايد بدونيم كه معاد فقط مخصوص انسان ها نيست. اصلاً معني معاد يعني چه؟ غير از برگشت همه به سوي خداست!؟  معاد در نظام خلقت كلّيست. همه ي موجودات عالم داراي معاد هستند.

همه ي موجودات مسيرشون به سمت خداست و مقصد نهاييشون هم خداست. دليلش هم آيات تسبيحه. آيات تسبيح اون دسته از آياتيه كه سبح و تسبيح خدا در اونهاست و توصيه كردن كه اين آيات رو زياد بخونيد كه ثواب زيادي داره.

حالا چطور اين آيات دليل ميشن. بايد به معناي تسبيح در اين آيات توجّه كنيم و عموميّت مفهوم آيات.

معناي تسبيح چيه؟ دلالت بر تسبيح كل وجود مي كنه، يعني همه ي وجود به سوي ذات اقدس حق حركت مي كنه، يعني سير و برگشت كلّي. البتّه علما نظرات مختلف داده اند كه تسبيح هم مجازي است و هم حقيقي. ما سر اين بحث نمي كنيم، فقط ميگيم كه تسبيح حقيقي و اينكه همه مشغول تسبيح و تنزيه حق هستند، يعني چه؟

همه ي ذرّات وجود، هر چه كه به وجود اومده و كلمه ي وجود به اون اطلاق ميشه. قطع نظر از اون بافت

وجودي و مسير و طريقي كه براي اون مشخص شده، همه به سوي مقصدي معيّن كه حضرت حق است، حركت مي كنن.

يكي از اون آيات تسبيح توي سوره ي اعلي است.

 

 سبح اسم ربک الاعلی ـ الذی خلق فسوّی ـ والذی قدّر فهدی

 

خلق: خداوند خلق مي كنه، سبّح: اونچه كه خلق شده بعد تصفيه مي شه، قدّر: خداوند تقدير مي كنه ، يعني به هر موجودي استعداد خاص خودش رو ميده ، هدي: بعد او رو هدايت مي كنه.

و اين مخصوص انسان نيست، بلكه به كل وجود داده شده.  همه چيز شعور داره، زمين و زمان شعور دارن و همه براي ما در محشر شهادت ميدن. وقتي زن بدكاره رو خواستن دفن كنن و زمين اونو قبول نمي كرد و هِي بيرون مي انداخت، تا امام معصوم فرمودند كه مقداري از تربت ابا عبدالله الحسين عليه السّلام 17.gif

رو با او در قبر بگذاريد و اين كار رو كردند تا تونستند دفنش كنن، آيا غير از اينه كه نشون ميده زمين شعور داره. 27.gif

منظور ما از تقدير و هدايت هم اينه كه موجود رو نسبت به اون بافت وجودي كه قبلاً تقرير نموده، هدايت مي كنه. و اين براي همه ي موجودات، نه فقط انسان ها. مثلا دانه ي گندم. توي اين دونه يه سري استعدادها و اسرار هست كه واقعيّت اصلي دونه هست. بعد از اين مرحله، هدايتش شروع شده. در مسيري كه كمالش اونطوره حركت مي كنه و اگه از سير در اين مسير عدول كنه، حتّي به اندازه ي چشم بر هم زدني، به كمالش نخواهد رسيد. مثلا اگه نخواد با ريشَش آب رو جذب كنه، خوب خشك مي شه و ديگه از ادامه ي اين مسير باز مي مونه.

هر موجودي استعدادي داره و راهي براش مشخّص شده و اگه به اون راه بره، به مقصد ميرسه.

آيا همه ي انسان ها داراي يک استعداد هستند، يعني به همه خدا يك استعداد داده يا نه؟

خداوند در همه ي انسان ها از روح خودش دميده، پس از ناحيه ي خدا به همه ي يك ميزان استعداد

ميرسه، امّا مجراي رسيدن اين فيض به سمت ما چقدر آماده و پذيراست، بسته به ماست. مثلاً

لوله كشي آب رو فرض كنيد، آبي كه به وسيله ي اين لوله به ما ميرسه آبيه تمييز و پاك، حالا اگه لوله زنگ بزنه، همون آب پاك و تمييز چطور ميشه؟ مجرای رسيدن روح خدا به ما اوّلش در نطفه است ، اينکه چطور اين نطفه بسته ميشه ، آيا پدر و مادر مسائل شرعی رو رعايت کردن ، آيا از حرام خوردن و ... پرهيز کردن يا نه ؟ و در دوران بارداری مادر چطور رفتار کرده ، همه روی جنين اثر ميذاره ، اينکه توصيه ميکنن حتی مادر وقتی که بارداره از کنار باغچه ای که کود شيميايی داده شده ردَّم نشه ، يا در کنار افراد سيگاری نشينه، همه برای تاثريّه که رو جنين ميذاره .

خوب، پس تسبيح يعني خواستن، حركت با اشتياق به سوي او، كنار زدن موانع تا رسيدن به او، اگه تسبيح ما با اشتياق باشه ما مي تونيم موانع رو كنار بزنيم. چرا الان بچّه ها رو اين همه هي بايد بگيم پاشو نماز بخون، هي ميگه الان مي خونم و از زيرش در ميره، چون اشتياق نداره، چون نمي دونه نماز چيه، فكر مي كنه نماز همين دولا و راست شدنه.

تسبيح رو به شنا و شناوري هم معنا كردن. چطور شناگر توقف پيدا نمي كنه و اگه توقف پيدا كنه، ديگه شنا نمي كنه، تسبيح كننده هم همينطور.

كل نظام وجود با شرايط و استعداد دروني خودشون دائماً در حركتند و ذرّه اي در جهان پيدا نمي كنيد كه حركت نداشته باشه، همه در حركتند تا به مقصد نهايي برسن، ماها متوقّف شديم، وگرنه كل نظام در حركتند. همين خاك رو تا حال ديديد متوقف بشه. خاك نبات ميشه، اگه قرار بود متوقف بشه، ديگه به نبات كه رسيد بايد مي ايستاد، امّا توقف نكرد، شد غذاي حيوان، بعد انسان از اين حيوان استفاده كرد و حالا اين انسان بايد تلاش كنه، گناه نكنه، حدود خدا رو رعايت كنه تا به سوي كمال حركت كنه، اونوقت ميشه حسينقلي همداني، ميشه آخوند ملا محمد علي كاشاني.

ميگن حسينقلي همداني چنان در شبها سوز و گداز داشت و نمازي مي خواند كه از حجرش صداي به هم خوردن استخوانهاش شنيده مي شد!!!

يه بار يه طلبه متوجه شد كه در و ديوار دارن تسبيح خدارو ميگه، متعجّب شد، به حياط رفت، ديد در كنار حوض در حياط آخوند ملا محمد علي كاشاني در سجده داره تسبيح خدا رو ميگه و در و ديوار هم به همراه او دارن تسبيح ميگن. بعد رفت و سؤال كرد. آقا گفت: اينكه عجيب نيست، خوب در و ديوار هم تسبيح بگن، امّا اونچه كه عجيب اينه كه چطور تو اين تسبيح رو شنيدي!!!

معلوم كه اين طلبه به اون راه طريق نبوده كه بتونه چنين چيزي رو متوجه بشه، امّا بعضي وقتا خدا ما رو متوجّه ي بعضي چيزا مي كنه كه مقام بعضي افراد رو درك كنيم.

يعلمون ظاهراً من الحيوة الدنيا ...

 اکثر به امور ظاهری دنيا آگاهند ... (آيه ی ۷ سوره ی روم )

مردم فقط ظاهر رو مي بينن، خدا امر مي كنه كه باطن و ملكوت رو ببينن. زماني مي تونيم ببينيم كه راه رو براي خودمون باز كنيم. مسبّح شناوري مي كنه. اون دونه راه خودش رو مي دونه، امّا ما نمي دونيم! چرا؟ براي اين كه قرآن رو كه راه ما توي اونه رو كنار گذاشتيم، نهج البلاغه چي؟ همين اصول كافي يا صحيفه ي سجّاديه! حقيقت تسبيح هم همينه، يعني گذر كردن از همه چي و فقط او را خواستن، سبحان الله بدون توجّه تأثير نداره. بعضي ها هم سخنراني گوش ميدن هم لبشون هي تكون مي خوره، يا سخنراني گوش كن يا تسبيح بگو. آخه تسبيح گفتن اين نيست كه27.gif،بايد يه جا با توجه بشيني و فقط خدارو ببيني و قلب و زبونت يكي باشه.

وقتي بالا رفتي و چيزهايي ديدي هم نبايد به اونا قناعت كني. يكي رفته بود پيش آيت الله بهجت و گفت كه من اين طور مي ببينم و اونطور مي بينم، گاهي  ائمه عليهم السّلام رو هم مي ديد و راست هم مي گفت. آقا بهش گفت: برو. برو عبوديّتت رو انجام بده. راست هم مي گفت. بايد عبوديّتمون رو خوب انجام بديم.  نبايد به اونا متوقف شد، اينا هم حجابند، خوب اوّل حجاب هاي ظلماني بود، كنار زديم،حالا حجاب هاي نوراني رو بايد كنار بزنيم. ائمه عليهم السّلام رو مي بينيم، اين خوبه امّا بايد ازشون استمداد بطلبيم، تا به مقصد اعلي برسيم.

مؤمن هميشه در نمازه، هر زماني كه در ياد حق باشه. نماز يعني چه؟ يعني در معراج، الصّلاة معراج المؤمن. چه نشسته باشه، چه خوابيده، در همه حالات در نماز.

خوشا آنان كه الله يارشان بيد

به حمد و قل هوالله كارشان بيد

خوشا آنان كه دائم در نمازند

بهشت جاودان بازارشان بيد

خلاصه اين كه در همه ي حالات، چه در كار، در رفتار، در نگاه و در همه چيز بايد مطيع باشيم و با گناه كردن متوقف مي شيم.

                         اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

                                         17.gifاللهم عجّل لوليک الفرج 17.gif

                                                                       يا علی * يا زهرا23.gif

                               

                                

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 14 بازدید
shamim

سلام خدا خير کثير بهتون بده و توفيق فهم و عمل به ما .ومن الله التوفيق الشهاده اللهم عجل لوليک الفرج بفدای مولای غريبمون يامولا علی ادرکنا بظهورالحجة