مدينه* مکه * کربلا

هو الودود

وقتی دوشنبه  ۸ اسفند ۸۲ سفر کربلامون لغو شد يعنی لغوش کردن به هيچی فکر نمی کردم جزء کربلا اولا باورم نمی شد اصلا تو کتم نمی رفت کم کم که گذشت تازه فهميدم چه کلاهی گذاشتن رو سرم ، مامانم ميگفت عمره اسم بنويسيم ولی من هيچ اصرار نمی کردم رو خطه کربلا بودم اما مامان رفت اسممونو نوشت برای مدينه مکه گذشتو گذشتو گذشت سال ۸۳ بی کربلا بی مدينه بی مکه اما يه امام رضا دوتا جمکرانو بازم گذشتو گذشتو گذشت دوشنبه ۱۴ شهريور ۸۴ داره مياد... بعضی وقتا به خودم ميگم آقا که اينقدر ميگی آقام حسين منو ميبره آقام حسين منو ميبره دوست نداره 17.gifولی نه خودم به خودم دروغ ميگه آقا دوسم داره اون همه رو دوست داره اين منم که خودمو بدبخت کردم وقتی فهميدم شبه تولده آقا انشاالله مدينه ام دلم بالا اومد گفتم اينم نشونش برو منت مامانشو (مو)بکش بگو ببرتت کربلا پيش آقا پيش آقا

قبل از اينکه راه کربلارو ببندن تو TV  ديده بودم دوتا پسر تو بين الحرمين از حرم آقام حسين ميرفتن حرم آقام اباالفضل العباس سعی صفا و مروه ، ميگفتم وقتی برم منم اينکارو ميکنم اما نمی دونستم دوسال ميشه و اين وقتی نمياد17.gif

حاج خانم يه بار اسم حسيب خدا رو تضيح ميداد اينکه همه چی حساب داره ، آره همه چی حساب داره خدا حتی از يه ID هم نميگذره ، بايد جواب آيديمو هم بدم ،entezar_zibast آره خداجون زيباست هرچند سخته ، هرچند تو خيابون توبيابون تو ماشين پشت کام بغض گلومو فشار بده به زور نفس بکشم يا بعضی وقتا تاريک بشمو اجازه ندن که حتی اسمشونو ببرم بازم ميگم زيباست آقا جون امشب شبه جمعستا اقا شبه زيارتی شماست آقايی حالا که (آگه خدا بخواد) دارم ميام سنگينی بار گناهو رو دوشم حس ميکنم دلمم خيلی پره خيلی فقط به خودم وعده دادم که حرم آقا آقا آقا رسول الله آرومم ميکنه منو تو بغله خودش ميگره تو دريای رحمتش غرق ميشم خيلی مهربونه خيلی ميگن اگه يه چيز ازش بخوای يا ميده يا ارومت ميکنه برام خيلی دعا کنيد قول ميدم براتون خيلی دعا کنم (انشاالله )

اللهم عجل لوليک لفرج اللهم

 عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

اللهم الرزقنی توفيق الشهادة فی سبيلک فاطمی

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

ان شاالله عرفه کربلا

/ 14 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم(یک دنیا پدر)

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد/ دل رميده ما را انيس و مونس شد/ نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد/ ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا / فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد/ بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست / گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد/ طربسرای محبت کنون شود معمور / که طاق ابروی يار منش مهندس شد/ لب از ترشح می پاک کن برای خدا / که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد/ کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود / که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد/ چو زر عزيز وجودست شعر من آری / قبول دولتيان کيميای اين مس شد/ خيال آب خضر بست و جام کيخسرو / بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد/ زراه ميکده ياران عنان بگردانيد / چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد/ سلام دوست عزيز . تبريک ما را نيز پذيرا باشيد

قلم لطف

سلام دعا دعادعا........فقط همين...

shamim

سلام .......ياد اقا ..خوش به حالت خيليييييييييييييييييی....خداجون........

امید

سلام خسته نباشين . به روز نميکنيد . ؟ ما به روزيم شايدم به ظهر بگم بهتره

آشنا...

يه جورايي بد جوري دلتنگم... دلم براي يه بنده خدايي كه تازگيا از مكه و مدينه برگشته خيلي تنگ شده. هنوز يه نفس سير نديدمش. هر چي مي كنم خودم رو آروم كنم نميشه. به اندازه ي چهل روز مي خوام ببينمش. حرف زيادِ اما اگه هيچي هم نگفتم عيب نداره فقط مي خوام سير ببينمش. چي كار كنيم مزاحم هميشگيم ديگه. بابا ما دلمون تنگ شده به كــــــــــــــــــــــــي بگم؟؟؟؟؟؟؟ فعلا كه قسمت به صبر مثل اين كه چله ديگه هم بايد منتظر باشيم. الحمدالله... يازهرا بحق الحسين نظري مادر

آشنا...

آنان كه خاك ره دوست ديده اند...................... آيا شود نسيمي از آن ره به ما دهند؟! / ما تشنگان وصاليم و جرعه نوشان عشق ...................... آيا شود نگاه و نگاري به ما دهند؟!... آشنا... يا زهرا

shamim

سلام منتظر سفرنامه آسمونيت هستما يادت نره اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم يا حسين اللهم عجل لوليک الفرج بفدای مولای غريبمون يامولا علی ادرکنا بظهورالحجة

آقام حسين منو ميبره

بی خيال شو شميم

shamim

عمراااااااااااااااااااااااااااااا

shamim

منتظرمممممم بدووووووووووووو