بوی فرج میاد!

یاعلی...

حس عجیبیه! نمی دونم راستکی یا الکی. فقط میدونم بازم مثله اون روزا درد دارم، اینقد که ریز ریز اشک بریزم. اینقد ریز ریز که کسی نبینه!

دیروز آقا نامه نوشتند برای جوونای غربی، دعوتی برای تحقیقی بی واسطه! نمی دونم چرا ولی خیلی ذوق زده شده بودم. یه کمی حسودیمم شد!! با خودم می گفتم چقدر حیفه که تو یه محیطی اینقدر نفس بکشی که نفس کشیدن یادت بره و حالا تازه نفس هایی پیدا بشن که خوب عاشقی رو بلدن!

نمی دونما، نمی دونم انگار یه برزخیه! برزخی بین دو حس. هم دوست می داری همه عشق معشوق تو را به دل داشته باشند همان که شد پیاده روی اربعین و هم دوست نمی داری کسی بیش از تو عاشق معشوقت شود!

چه حرف های زیبایی. چه کسی دارد از عشق و معشوق می گوید...

بگذار بی پرده بگویم!

یا حضرت صاحب!

بامدادادن امروز اتفاقی افتاده است که هم خوشحالم کرده هم ناراحت!

بابتش تبریک گفتم. لینک زدم. خبر دادم. ذوق زده شدم. ول کردم و سربه خیابان گذاشتم و پیش تر از همه این ها گریه کردم و اشک ریختم و روضه حضرت عباس...

یاد تو افتاده بودم. انگار که یه عمری نبودی. انگار که یه عمری فقط نامت ورد زبانم بود نه یادت. تازه اگر هم یادی می بود چه فایده. هر یادی پر از خاطره است، نیست آقا؟!

خاطره من از تو چیست؟!

جز لحظه های تنهایی من و تو؟

تازه در آن هم فقط من حرف زده ام تو شنیده ای.

امروز نه! فردا نه! پس فردا نه! بلاخره که یک روزی میایی به میدان دید ما! آن روز قرار است در پیشگاه تویی که همیشه حی و حاضر بودی، بایستیم؟!

این مرا می کشد.

من آماده نیستم...

آقا...

می دانم... باز این گریه ها به جایی نمی رسد؟ باز این اشتیاق کور می شود آیا؟!

کاش میدان جهاد ما هم یک کمی ظهور داشت که اینگونه در پس پرده به مرداب تبدیل نمی شد این همه ذوق، این همه عشق، این همه حس...

همیشه هر چه خیر است از این حس دردناکی که شیره ی وجودم را می سوزاند گرفتم اما همیشه خدا آن قدر درد داشت که از آمدنش می ترسیدم و می ترسم.

حسین جان! امام مهربانم. تویی که نامت هنوزم که هنوزه اشک پاره ای است در عمق وجودم. بیا مثله همیشه به دادم برس. بیا حفظ آبرو کن مثل همیشه...

پ.ن:

تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی

اندوه بزرگی است زمانی که نباشی

لینک دانلود

 

 

/ 2 نظر / 47 بازدید

سلام ممنون میشم به وبلاگ سر بزنید و از نظراتتون استفاده کنیم.اگه دوست داشتید لینک کنید.... یازهرا (س)

دختر چادری عاشق خادم الشهدا

سلام دوست عزیز خوبید؟ من یکی از بازدیدکنندگان معبر سایبری خادم الشهدا هستم این معبر بعد چند سال فعالیت و اثرگذاری روی بیشتر جوونا الان هم خودشون و خانوادشون مورد تهدید قرار گرفتن و دلایل زیاد دیگه ای هم بوده که الان مدیر این سایت تصمیم به تعطیلی این معبر زده. این معبر تا جایی که من اطلاع دارم باعث شده جوونا،خانواده هایی زیادی با شهدا و اهل بیت آشنا بشن و زندگیشون شهدایی بشه و حتی خبر دارم 3نفر از برادران و خواهران اهل سنت شیعه شدن که این کار بسیار بزرگی هستش حالا تصمیم داریم با نظرات و حمایتمون(اگه ترویج سیره و راه شهدا براتون و برامون اهمیت داره)از مدیر معبر سایبری خادم الشهدا درخواست کنیم که دوباره به فضای مجازی برگردن. ازتون خواهش میکنم کمپینی مبنی بر حمایت از معبر سایبری خادم الشهدا راه بندازید در فضاهای مجازی مثله لاین و تلگرام و...هرچه بیشتر لایک بخوره و تعداد طرفداران بیشتر باشه هجمه ی رسانه ای بیشتری علیه مقاصدین و معاندین بوجود میاد.سالها این وبلاگ کمک رسان ماها بوده الان وقته کمک ما برای استمرار وجود این وبلاگ است. مطمئن باشید شهدا ازین کار ما خوشحال میشن. حالا اگه دوستداری شهدا ازت راضی و خوشحال