آقا عماد

امام رضا علیه السلام: "یاری رساندن به ناتوان ازبهترین صدقه هاست."

من به فکر آپدیت سایتم تو به فکر نرخ ارز و سکه، آن دیگری وی پی ان می خواهد آن یکی به فکر استیضاح وزیر ورزش!

اما اینجا هستند کسانی که زندگی شان قصه دیگری دارد، کسانی که هزینه بالای درمان بیماری های سخت را نمی توانند بپردازند و دست از درمان می کشند.

و هستند آدم هایی که هنوز چشم شان جور دیگری می بیند. در صورتی که هیچ مسئولیتی ندارند به غیر از وظیفه ی مهم "آدمی"!

***

دیگر گذشت آن زمان ها که به خاطره ای و حادثه ای بیایم و خط خطی کنم این صفحه را! آنقدر فکر و خیال داشتم که برای هیچ کدام شان وقت نگذاشتم و به زنجیر قلم نکشیدم. اما این یکی را نمی شد رد کرد. این یکی را دوست دارم بنویسم.

شهریور امسال، گروه جهادی بقیه الله سازمان بسیج دانشجویی راهی روستای نوده از توابع جیرنده از شهرستان رودبار در استان گیلان شد.

به قول دوستان آخرین روستای گیلان و در مجاورت قزوین، از محروم ترین مناطق استان گیلان.

چه ها گذشت آن جا بر دوستان بماند، یک چیز که ذوق دارم بگویم، داستان یک "خانواده"  است.

خانواده ای که سه پسر دارد، سجاد، امید، عماد.

سجاد 11 سالش می شود و امید 8 سال و این آخری یعنی آقا عماد دو سالی است که در این دنیای خاکی میهمان شده.

سجاد را با چند خطی که در مسابقه نامه نویسی برای امام زمان (عج) نگاشته، می شود شناخت.

بی تعارف، من را یاد بجه های دفاع مقدس می اندازد. مخصوصا حالا که تازه کتاب "از معراج برگشتگان" داوود آبادی را تمام کرده ام.

 شاید اگر جناب داوود آبادی هم این سجاد 11 ساله را می دید مثل دوران جبهه و جنگ دوربینش را بر می داشت و به بهانه ی انداختن عکس، باب دوستی را وا می کرد و با سجاد عقد اخوت می بست، شاید!

***

«سلام امام زمان عزیز؛

آرزوی اول من این است که شما ظهور کنید. چون از معلم هایم شنیده ام هر وقت شما ظهور کنید. آشتی و صلح در همه ی دنیا برقرار می شود.

من جنگ را دوست ندارم چون در جنگ خیلی از بچه ها پدرهایشان می میرند.

امام زمان عزیزم! شما خودت حال و احوال همه مردم روی زمین را می دانی، من هم یک برادر دارم. دو سالش است، نمی تواند راه برود و حرف بزند. مادرم خیلی برایش ناراحت است من و برادرم امید، هم همین طور.

امام زمان(عج) من از شما می خواهم برای سلامتی برادرم پیش خدا واسطه شوید و برایش دعا کنید. این را می دانم که شما پیش خدا خیلی، خیلی عزیز هستید. اگر شما از خدا بخواهید او شفای برادرم را می دهد.

سلامتی پدر و مادرم و این که همیشه سالم و زنده باشند هم خواسته ی من است، و موفقیت من و برادرم در درس هایمان و رسیدن به شغلی که دوست دارم یعنی طلبگی هم یکی از آروزهایم است.

تمام/ سجاد امیری

روستای نوده فاراب از توابع جیرنده رودبار

سجاد در بین بچه های نوده فاراب

سجاد در بین بچه های نوده فاراب

 ***

 این آقا سجاد خیلی بامرام است، مانده ام که این به اصطلاح کودک چه می داند واسطه ی فیض یعنی چه؟ یا یعنی که؟ و اینکه آزویش طلبگی است آن هم در این عصر که هر بنی بشری از روی جبرم شده می گوید می خواهم مهندس بشوم و یا دکتر!

اما عماد!

عماد کودکی دو ساله که از بدو تولد به خاطر مسائل مربوط به تولدش و تشنج های مکرر دچار ناتوانی حرکتی شد.

یعنی تو بگیر این آقا عماد ما در نوده فاراب مثل قطع نخاعی هایی که به دیدار آقا رفتند بود.

 یا مادر باید بغلش می کرد و به این ور و آن ور می برد. یا که نه! به حال خودش که می گذاشتی همیشه باید می خوابید. نه می توانست گردنش را نگه دارد! نه بنشیند! فقط باید می خوابید!

آن هم چرا؟!

چون امکانات نبود. درآمد نبود. پول نبود. یا شاید کسی نبود. یا شاید کسی ندید. یا که دید اما انگار که ندید که عماد نیاز به درمان دارد، اما خانواده اش دست شان خالی است.

آن اوایل که کسی تشخیص نمی داد مشکل عماد چیست!! تا اینکه بلاخره متوجه شدند که بچه تشنجی است.

 آن وقت بود که دکترش می گفت: اگر از 5 ماهگی بچه را می آوردی این طور نمی شد. مادرش در چند مرحله پیگیر درمانش شد. یک ماهی بیمارستان قزوین خوابید. چند بار ی بیمارستان های رشت بستری شد. دیگر باید توانبخشی می رفت. نوده و عمارلو و رودبار و... که از این مؤسسه های توانبخشی نداشت، باید می آمد رشت، آن هم دست تنها.

 امید و سجاد باید خانه می ماندند و مادر و عماد راهی شهر می شدند. یک ماهی در رشت کاردرمانی شد. تا نارسایی حرکتی عماد درمان شود. کم کم دست هایش را کنترل می کرد تا آنجا که می توانست شیشه شیر را نگه دارد. اما زندگی خرج داشت و عماد برگشت نوده، نوده فاراب.

بچه های جهادی که رفتند نوده میهمان آقا عماد هم بودند. هرکس چیزی می گفت: برخلاف انتظار، چند نفری به مادرش پیشنهاد دادند عماد را تحویل بهزیستی بدهد!!!

اما نه مادر قبول می کرد نه برادرهایش!

تا اینکه خدا خواست و منت گذاشت بر سر اعضای گروه تا غلامی عماد را بکنند. این را از ته دل می گویم. ان شالله قبول باشد. جهاد گران "بقیه الله".

دست خالی یک نوبت پزشک متخصص هماهنگ کردند و عماد عازم رشت شد.

همان روز که آمد سه بار تشنج شدید کرده بود!! نمی دانم می دانی تشنج یعنی چه؟ یک تشنج خفیف منجر به مصرف دارو طی سال های متوالی می شود چه بر سر مغز می آورد خدا می داند!! آن وقت عماد ظرف یک روز سه بار دچار تشنج شده بود!

8 روزی بیمارستان بود و تحت درمان، الانه در هفته، پنج روز توانبخشی  می رود و زیر دست پرستاران درد می کشد. اما او باید تحمل کند. چون که مادر برایش آرزو ها دارد.

عماد/ بیمارستان 17 شهریور رشت

عماد/ بیمارستان 17 شهریور رشت

فعلا که برنامه اینست تا دو سال باید کاردرمانی بشود و طی این دو سال مادر عماد خانه می خواهد و کاشانه، سجاد و امید را هم دیگر نمی شود نوده پیش مادربزرگ پیرشان گذاشت. آن ها هم فرزندان این مادرند و دلتنگ عماد.

20 ساله دیگر یا اقا عماد قصه ی ما توانایی حرکتی اش را به دست آورده و به قول مادرش ایستاده، قامت راست کرده و قد رعنایش را به رخ کشیده!

یا اینکه به همین حال می ماند!!! (که طبق گفته پزشک و به لطف الهی دور از ذهن است).

اما اگر هم عماد تحت درمان قرار گرفت و هیچ تغییری نکرد و بهبودی حاصل نشد. دلش شاد است. پیش خودش نمی گوید که اگر خانواده ام توان مالی داشت وضعیتم این نبود.

حتما با خودش می گوید "آدم" هایی بودند که روزی و روزگاری از نوده فاراب از محروم ترین منطقه استان گیلان از  آنجا که با همه فقر اقتصادی اش سجاد را طلبه کرده، گذشته اند. مرا دیده اند و به عشقم خودشان را به آب و اتش زده اند.

عماد/ 12 روز بعد از ترخیص از بیمارستان

عماد/12 روز بعد از ترخیص از بیمارستان

آری عماد! تو گرچه امتحان می شوی اما امروز وسیله ی امتحان من و مایی! دعایی کن شاید که خدا به حرمت چشم هایت که در اثر تشنج های اخیر انحراف پیدا کرده قبولمان کند.

آری! یاری رساندن به ناتوان از بهترین صدقه هاست.

پی نوشت:

1ـ مشهد که بودم، تازه داستان عماد را شنیده بودم. همش فکرم این بود که چه کسانی هستند مثل مادر عماد که آرزوی شان اینست یک بار، فقط یک بار، چشم تو چشم تان بشوند یا امام رضا! و همین دیروز مادر عماد می گفت: آرزو دارم عماد را ببرم به پابوسی حضرت و دخیل پنجره فولاد کنم.

2ـ هرکسی می خواهد قدمی بر دارد و برای تهیه منزلی موقتی برای عماد مددی برساند و قدری پیش خدا بیابد خبرم کند. (برخلاف همیشه این پست را تبلیغ می کنم).

3ـ ممنونم از بچه های گروه جهادی بقیه الله و از کسانی که مسئولیت این کار را به عهده گرفته اند. از سرکشی شان. از اینکه دست خالی، توکل می کنند و با سر می روند تو دل ماجرا. از اینکه یک ماهی است که خودشان را وقف عماد کرده و عشق و حال می کنند که این در و آن در بزنند. و خدایی! که خدا هم، چه خوب همه چیز را جور آورد.

گفتم که، عماد! یعنی یک بنده ی خدا! یعنی یک موجودی که خدا خلق کرده! شما را به غلامی قبول کرده، مبارک تان باشد.

ممنونم از بستگان مادر عماد. که در این مدت آقاعماد، میهمان شان بود و مثل فرزند خودشان پرستاری اش کردند.

ممنونم از خانم دکتر بیدآبادی، فوق تخصص مغز و اعصاب اطفال و آقای عبداللهی مسئول کانون تخصصی مهدویت که در امور پزشکی یار و مددکار بودند.

و ممنونم از همه کسانی که از کنار داستان زندگی عماد بی تفاوت نگذشتند.

 

 بعد نوشت:

این روزها سر خوشم، چون آقا عازم خراسان شمالی ست!! حکما بیشتر آقا را در تی وی می بینیم. خوشا به حال مردمان خراسان که نظاره گر ماه خواهند بود... اللهم ارزقنی

 

طرح نوشت:

نویسنده وبلاگ بی تعارف یه طرح زیبا از عماد کار کرده که اینجا میزارم، ازشون ممنونم.

هدیه بی تعارف برای آقا عماد

 هدیه بی تعارف برای عماد

/ 47 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوم الفرج

سلام خواهر جان .سامانه پیامکی یوم الفرج راه اندازی شد... در صورت تمایل خوشحال می شیم عضو بشید. برای عضوت در منوی سایر امکانات رجوع کنید.یاعلی

مسعودسوری

یکی از آسیب های مهدویت پیروی نکردن از علما هست وجود نازنین امام زمان (عج)درتوقیعی به محمد بن عثمان عمری فرموده است:(درزمان غیبت کبری)حوادثی که پیش می آید به راویان احادیث (علما)ما مراجعه کنید همانا آنان حجت من بر شمایند ومن حجت خدا برشما هستم (کما ل الدین وتمام النعمه ج2 ص483)

سید سجاد

سلام " خون شهدا " به شهدا چه جوابی خواهیم داد؟ منتظر شما هستیم. موفق باشید یاعلی...

سنگربان

سلام خواهر خوبم.. متاسفانه نیستم دارم میرم ولایت[لبخند] ممنون از حضورت[گل]

یوم الفرج

سلام خواهر. با آخرین پست یوم الفرج در سال 91 بروز شدیم. و حلالیت... انشاالله اول فروردین عازم کربلام. دعات می کنم به یه شرط...دعام کنی.محتاج دعای خوبانم راستی چرا دیگه بروز نمیشی!!!!!

سائل الزهرا

سلام. بنظرمیرسه این نوجوون باید مارو کمک کنه ومحتاجشیم. محتاج صبر واستقامت وامید به آیندش. محتاج معرفت ودعای خیرش. این محبت ومعرفت به مهدی فاطمه(سلام الله علیهما) نتیجه عنایت خاصه حضرته وهرکسی اجازه وتوفیق کمک به این نوجوون رو نداره. ایمانش برای مانشانست افلایتفکرون؟؟ صمیمانه ازتون ممنونم. درضمن بنده هم از اردوهای جهادی یادگاری های خوبی دارم

مسعودسوری

سلام آیا آقای احمدی نژاد محبوبیت گذشته را دارد تا بتواند بواسطه ی آن در اتخابات آتی پیروز باشد؟

سید سجاد

سلام با موضوع "به ما چه ربطی داره؟ " در خدمت شما هستیم. منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم. موفق باشید یاعلی...

سجاد

سلام ممنون از حضورتون 1 صلوات شما ثبت شد اجرتون با امیرالمومنین علی(ع)

برقبانی(معبر سایبری خادم الشهدا

سلام رزمنده خوبید ایشالله؟ پیشاپیش عید ولایت رو بهت تبریک میگم ایشالله همیشه ولایی باشی تا ظهور آقا بعد با هم شهید شیم. با مطلبی با عنوان(از نایب غریب 60 هجری تا نایب عزیز 92 شمسی )و چند مطلب ناب دیگه منتظر حضور و نظر گرمت هستم. شاره لینک وب شما بین650تا682هستش. اگر لایق میدونی منو با نام معبر سایبری خادم الشهدا(khademoshohada1.ir)لینک کن. راستی یه طرح پیامکی دارم برگزار میکنم که بصورت رایگان هستش و قراره هر هفته پیام با موضوعیت(آشنایی با سخنان اهل بیت،امام خامنه ای،وصیتهای شهدا و مهدویت)ارسال بشه. اگه دوست داشتی ثبت نام کنی نام و نام خانوادگیت و شهر وحل سکونتت و آدرس وبت رو به30002502222597 ارسال کن. به بقیه دوستات هم خبر بده راستی یه طرح قرعه کشی کربلا هم داریم که اگه جزئیات بیشترش رو میخوای بیا تو معبر سایبری خادم الشهدا نگاه کن. ایشالله شهید شی یاعلی